تبلیغات
آسمان سبز متاریاضی

و نیچه گریه کرد

جمعه 4 شهریور 1390 05:42 ب.ظ
طبقه بندی:فلسفه، هنر، 

و نیچه گریه کرد

نام رمانی است از اروین یالوم استاد روان شناسی که توانسته به بهترین وجه واقعیت و تخیل را بیامیزد. فضای داستان رئالیسم است و به زندگی دو تن از بزرگان سده بیستم یعنی یوزف برویر (روانشناس) و نیچه (فیلسوف شهیر) می پردازد. جایی که این دو به کمک هم می شتابند و در پایان از هم جدا می شوند. مثل هر داستان دیگری ماجراهای عاطفی و رمانتیک اتفاق می افتد. نکته جالب این است که حتی این دو شخص نیز مفتون جادویی به اسم زن شده اند. نیچه یا برویر هم که باشید گاهی سادگی یک لبخند بزرگترین راز زندگیتان خواهد شد. از دید روان شناسی کتاب به موضوع هیپنوتیزم میپردازد و به آن اعتبار می دهد. نیچه شخصیتی است که تنهایی باعث آزارش می شود و ناخودآگاه به دنبال راه حلی برای آن میگردد، در پایان دوستی با برویر او را آزاد میکند اما باز هم به تنهایی خویش باز میگردد. برویر از نیچه می خواهد با دیدگاههای فلسفی اش نوعی روش زندگی به او بدهد. این فلسفه باعث تغییر برویر می شود. اوج داستان جائیست که برویر حاضر می شود دست از خانواده و امکانات و زندگی روزمره اش بکشد و به دنبال خودش بگردد. اتفاقاتی در داستان می افتد که پیچیدگی های عشق و روان شناسی  و فلسفه را تشریح میکند. پیام کلی داستان این است که فلسفه  انسان را منزوی و درونگرا میکند و باعث تخریب روح می شود، روان شناسی علمی است که هنوز از نطفه بیرون نیامده و اینکه "عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش"
متاسفانه فیلمی که بر اساس رمان ساخته شده اصلا ارزش دیدن ندارد. پیشنهاد میکنم کتاب را بخوانید


پیامی برای آغازگران فلسفه

دوشنبه 20 تیر 1390 06:58 ق.ظ
طبقه بندی:فلسفه، 

این متن رو من برای یکی از دوستانم که تازه شروع به مطالعه فلسفه کرده بود نوشتم

ابتدا باید بگم یک فیلسوف نگاهی کلی به مسائل دارد. این خاصیت فلسفی فکر کردن است. این نگاه در واقع ذهن انسان را از اتفاقات کوچک به مراجع بزرگتر میرساند. نقل شده که وقتی دوربین عکاسی اختراع شد و آن را به ملا هادی سبزواری نشان دادند نتوانست عمل دستگاه را از لحاظ فلسفی توضیح دهد و فکر میکرد به تناقض رسیده است. در کتابی خواندم که شعر و ادبیات سهم رشک برانگیزی در تفسیر زندگی دارد، به نظر من فلسفه سهم ناچیزی این میان دارد. چنان که اگر آشنا باشی اهمیت فلسفه رو به کاهش است. هگل ادعا کرده است که سخنانش آخرین نظریه در فلسفه است و پس از اوعده ای تایید کردند. برتراند راسل هم در مقاله ای اشاره کرده که اهمیت فلسفه رو به کاهش است و اخیرا نیز استیفن هاوکینگ در اظهار نظر شجاعانه ای گفت که فلسفه مرده و به زباله دان تاریخ پیوسته است. هنوز صحت این گفته تایید نشده است.
متاسفانه باید به گفته افلاطون ایمان بیاوریم که فلسفه آغاز غم واندوه است. فکر کردن به مسائلی کاملا انتزاعی و دور از واقعیت انسان را تدریجا از دور زندگی خارج میکند.
فلسفه برای کسانی مناسب است که بی دغدغه باشند، نه امثال من و تو که پر از کمبودهای جنسی و عاطفی و مشکلات مالی هستیم. در روزگاری که من شروع به مطالعات فلسفی کرده بودم شخصی پدرانه به من توصیه کرد که قدم در این راه نگذارم. او میگفت کسانی که این راه را رفته اند جز رسیدن به پوچی چیزی نصیبشان نشده است. اما من راه خودم را رفتم. امروز که به جایگاه او رسیده ام میدانم که تو تا به جواب سوالهایت نرسی قانع نمیشوی. پس توصیه ام به تو این است که در این راه تا میتوانی کند حرکت کن و از دید هنری غافل نشو. در تاریخ بزرگانی بوده اند که خودشان را به طور کامل وقف هنر یا ورزش کرده اند اما کمتر کسی تنها به دید علمی یا فلسفی اکتفا کرده است. یکی از توصیه های روانشناسان همیشه این است که از عرفان و فلسفه دوری کنید زیرا انسان را
breakdown
میکند یا بهتر بگم از زندگی ساقط میکند. ما آدم های محدودی هستیم و فکرکردن به بینهایت در گنجایش ما نیست و در دراز مدت ممکن است منجر به بیماری های روحی شود.


سخن بزرگان

چهارشنبه 11 خرداد 1390 10:14 ب.ظ
طبقه بندی:متاریاضی، ریاضی، 

ما در ریاضیات قضایا را اثبات نمی کنیم تنها به آنها عادت می کنیم.

برتراند راسل


سخن بزرگان

چهارشنبه 11 خرداد 1390 10:12 ب.ظ
طبقه بندی:متاریاضی، ریاضی، 

برای اینکه ریاضی یاد بگیریم باید مسئله حل کنیم و برای اینکه مسئله حل کن خوبی شویم باید ریاضی یاد بگیریم


سخن بزرگان

شنبه 10 اردیبهشت 1390 07:09 ب.ظ
طبقه بندی:ریاضی، 

اگر یک کمیت به اندازه بی نهایت کوچک کم یا زیاد شود، کم یا زیاد نمی شود.
برنولی


سخن بزرگان

جمعه 9 اردیبهشت 1390 04:02 ب.ظ
طبقه بندی:متاریاضی، 

استدلالهای غیر ریاضی نقش مهمی در استدلالهای  ریاضی دارند.


منطق در بی منطقی

سه شنبه 6 اردیبهشت 1390 12:05 ب.ظ
طبقه بندی:فلسفه، متاریاضی، 

من با تاریخ آشنا هستم و اهمیت و جایگاه اون رو درک کرده ام، علوم تجربی و بنیان و انتهای اونها رو می شناسم. با فلسفه و افکار متافیزیکی آشنا هستم و تجربه کافی در این زمینه دارم. خلاصه انواع عوالم فکری و لایه های تو در توی حقیقت رو که بیشتر در ریاضیات مجسم است، درک کرده ام. اما اکنون دچار بحرانی شده ام که فکر کردن برام معنی خاصی نداره، من مثل اون ریاضیدانی هستم که میگفت:" این اصل که ریاضیات زنده خواهد ماند، مثل اصل توازی اقلیدس وضوح خود را از دست داده است." با توجه به نگاهی که دارم ارزش اندیشه علمی برایم رنگ باخته. به گونه ای این همه تلاش جوامع برای بالا بردن سطح علم و سواد را بازی ای می بینم که هدف خاصی ندارد شاید تنها به خاطر مشغول کردن آنها به آنچه باعث سرگرمی و شاید پیشرفت موقت گردد باشد. اکنون که از عالم اندیشه خسته شده ام گاهگاهی با یک موسیقی آرام میگیرم، اما وقتی که میبینم ذوق هنری هم نوعی تلقین است در تعجب می مانم که در این دنیا چه چیزی اصالت دارد؟ اصلا آیا زندگی ما همین در راه بودن و انتظار مقصدی است که مطمئنیم به آن نمیرسیم؟

نقل قولی دیگر می آورم:" در مغز ما ناحیه ای است که با این باور ورزیده شده است که ما باید منطقی رفتار کنیم، پیوسته به ما فشار می آورد که خود رابا مقتضیات قیاسهایش تطبیق دهیم. اما آیا این شبیه به این نیست که آدمی در اردیبهشت ماه، تابلوهایی را در کرانه رودی خروشان نصب کند که بر آنها نوشته شده باشد "ملک شخصی من است، طغیان مکن." رودخانه ، آدمیزاد ، باد وهر چیز دیگر که سنجش ناپذیر باشد، از جمله خود زندگی اغلب یادشان می رود که بخوانند. پس اگر مجبورید، عینک منطق به چشم بزنید، اما منطق را در این عینک خواهید دید و شاید گمان کنید که منطق در پیشامدهاست وگرنه نیازی به این عینک ندارید. آن وقت ممکن است چیز دیگری ببینید، براستی این طور نیست؟"


یانی کریسومالیس

جمعه 13 اسفند 1389 01:30 ق.ظ
طبقه بندی:یادواره، هنر، 



یانی کریسومالیس معروف به یانی، پیانیست و آهنگساز یونانی است. یانی در 14 نوامبر 1954 در شهر کالاماتا یونان به دنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانی اش را در این شهر زیبا و کوهستانی گذراند. از آنجایی که وی هیچگاه به مدرسه موسیقی نرفته بود و قادر به خواندن نتهای موسیقی نبود، با تمرین و مطالعه، به خود نواختن پیانو را آموخت. در سال 1972 به آمریکا برای تحصیل در رشته مورد علاقه اش، روان شناسی در مشهورترین دانشگاه روان شناسی دنیا یعنی مینسوتا رفت. پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه در یک گروه محلی راک در مینسوتا بنام کاملئون به عنوان نوازنده کیبورد آغاز به کار کرد. پس از آن کسی نمیداند چه اتـفاقی برای یانی افتاد اما او اکنون صاحب استودیوی شخصی است و بیش از 25 میلیون نسخه از آلبومهای وی در دنیا به فروش رفته است. او به موسیقی دانی مستقل با عقاید و تفکری منحصر به فرد تبدیل شد و به شهرت و محبوبیتی جهانی دست یافت و این در حالی بود که یانی حتی قادر به خواندن و نوشتن ساده ترین نتهای موسیقی نیز نبود. ولی با تبحری خاص ساخته های خود را با روش مخصوص خود و رسم الخط ابداعی خود مینگارد. وی در سال 1381 قصد سفر به ایران و اجرای برنامه در تخت جمشید داشت که با مخالفت مسوولان ایران مواجه شد.


دكارت و اندیشه او درباره روش عمومی

پنجشنبه 28 بهمن 1389 08:15 ب.ظ
طبقه بندی:ریاضی، فلسفه، متاریاضی، 

رنه دكارت (1650-1596) یكی از بزرگترین عقل های انسانی بود. خیلی ها، او را پدر فلسفه معاصر می دانند. كارهای دكارت‌ چهره ریاضیات را دگرگون كرد، به جز این، نام او جای پر افتخاری در تاریخ فیزیك دارد. ما در اینجا، بیش از همه،‌ به یكی از نوشته های او، یعنی "قانون های راه بردن عقل" توجه داریم.دكارت در قانون های خود، به این سمت گرایش دارد كه روش كلی و عمومی،‌ برای حل مساله ها پیدا كند. طرح مقدماتی دكارت، كه انتظار داشت بتواند برای هرگونه مساله ای به كار آید، به تقریب چنین است:

اول: هر مساله ای، از هر گونه ای كه باشد، به یك مساله ریاضی منجر می شود.

دوم: هر مساله ریاضی، از هر نوع كه باشد منجر به یك مساله جبری می شود.

سوم: هر مساله جبری منجر به یك معادله می شود.

ا زنظر دكارت علم حقیقی عبارت است از روش اندازه گیری،‌ خواه در مباحث علوم انسانی (اخلاق) یا پزشكی (به عنوان نمونه علوم طبیعی) خواه در فیزیك (كه از نظر دكارت با ریاضی تفاوتی ندارد). امروزه این روش در تمام علوم اغلب به نام روش آماری به كار می رود. اگر چه طرح دكارت نتوانست،‌ برای همه موردها بدون استثنا به كار آید، ولی برای مجموعه  بزرگی از آنها مفید واقع شد، مجموعه ای كه حالت های گوناگون مهمی را در بر می گرفت. وقتی كه دانش آموز دبیرستانی به حل مساله ای به كمك دستگاه معادله ها مشغول است،‌ به طرح دكارت نیاز دارد.


سخن بزرگان

پنجشنبه 28 بهمن 1389 07:37 ب.ظ
طبقه بندی:فلسفه، 

موسیقی مرحله عالی فلسفه است.

افلاطون


ترانه نوستالژیك كوردی

پنجشنبه 28 بهمن 1389 10:21 ق.ظ
طبقه بندی:هنر، 

بارگه خه مم هه لگرت وهاتم به رو شاره که م

کوله بارغم وغربتم را بر میدارم وبه سوی شهرودیارم بازمی گردم

هاتووم به ره ودیاری شه نگی که س وکاره که م

آمده ام به دیدار کسان و عزیزانم

بو باوه شی به سوزی دایکه دل سوو تاوه که م

به آغوش پر سوز مادر دلسوخته ام باز می گردم

تاکووبزانی چه نده به سویه ئازاره که م

تا بداند در غربت چه رنجهایی که نکشیده ام

هاتووم وه کو شه مالیک چل وگه لا بدوینم

آمده ام چون نسیم (باد شمال) به مصاحبت شاخ وبرگها

پاییزی غه ریبی دل به جاری هه لوه رینم

وخزان غربت خود رابه یکباره از دل بزدایم

که من نممه ی باران بم ئیوه ش ئاوینه باخ من

که من نم نم بارانم وشما بهاروامید باغ وجود من هستید

هه رچه نده لیتان دووربم هه نسک وئاهی ناخ بن

هر چند ازشما دورم اما شما نفس وجان من هستید

دلم پرسه خانه یه سه رم به فری زستانه

دلم غمکده است وپیر گشته ام

هه میشه خه م له چاوما بالاترین میوانه

همیشه غم میهمان بالا نشین چشمان من است

وه ک بالنده ی لانه واز ته ره وبی ناو نیشانم

چون پرنده ایی آواره وبی آشیانه ونام ونشان هستم

چه ن شیرینه که ده لیم من خلکی کوردستانم

دلخوشی من هنگامی است که میگویم کردم واهل کردستانم



اقتباس شده از کتاب بارگه ی خه م ناسر ره زازی


ریاضیات چیست؟

پنجشنبه 28 بهمن 1389 09:58 ق.ظ
طبقه بندی:ریاضی، متاریاضی، 

ریاضیات به منزله یكی از تجلیات ذهن انسان، منعكس كننده اراده فعال، عقل تامل گر، وعلاقه وافر او به كامل زیبایی شناسی است. عناصر بنیادی آن، منطق و شهود، تحلیل و ساختن، و عمومیت و فردیت است.هر چند سنتها و مكتب های گوناگون ریاضی به جنبه های متفاوتی از آن توجه دارند، سرزندگی، سودمندی، و ارزش ریاضیات تنها از تاثیر متقابل این نیروهای متضاد و تلاش برای تلفیق و تركیب آنها ناشی می شود.

بی شك ریشه و انگیزه هر پیشرفت ریاضی، نیازهای كم و بیش علمی بشر است. ولی به محش اینكه پیشرفتی تحت فشار ضروریات عملی آغاز شد، خود به خود و به گونه ای اجتناب ناپذیر نیرویی برای حركت پیدا می كند و از محدوده فواید مستقیم فراتر می رود. این حركت از علم كاربردی به سوی علم نظری هم در دوران باستان و هم در بسیاری از خدمات مهندسان و فیزیكدانان  به ریاضیات نوین،‌ دیده می شود.

تاریخ ریاضیات مكتوب از مشرق زمین آغاز می شود. در آنجا بابلیان در حدود 2000 سال پیش از میلاد، مجموعه ای وسیع و متنوع از مطالب را كه امروز از مقوله جبر مقدماتی به شمار می آید گرد آوردند. ولی ریاضیات به صورت علم به مفهوم امروزی آن، در سده های پنجم و چهارم پیش از میلاد، در خاك یونان پدید آمد.


فلسفه های ریاضیات

چهارشنبه 27 بهمن 1389 04:33 ب.ظ
طبقه بندی:ریاضی، متاریاضی، 

یك فلسفه را می توان توضیحی دانست كه در آن كوشش می شود تا از مجموعه ای طبعا پراكنده از تجربیات یك معنی استخراج كند. از این دیدگاه ممكن است برای هر چیز فلسفه ای داشته باشیم. فلسفه ای از هنر، از زندگی، از مذهب، از تعلیم و تربیت، از جامعه، از تاریخ، از علم، از ریاضیات، حتی از خود فلسفه. كار یك فلسفه مشتمل بر تنظیم تجربیات و ارزشها است، فلسفه در جستجوی روابطی در میان اشیایی است كه معمولا منفك از هم بشمار می آیند، فلسفه تمایزها و اختلاف های مهمی را در بین اشیایی كاوش می كند كه معمولا یكی انگاشته می شوند. بوی‍‍ژه، یك فلسفه ریاضی اساسا به یك جمع بندی و بازسازی می پردازد كه طی آن توده نامنظمی از دانش ریاضی كه طی قرون متمادی انباشته شده است، معنی و نظم خاصی پیدا می كند. به روشنی هر فلسفه تابعی از زمان است و ممكن است كه یك فلسفه خاصی در زمانی كهنه تلقی شده و یا به واسطه تجربیات جدیدی تغییر یابد.
سه فلسفه اصلی معاصر از ریاضیات وجود دارد كه هر یك گروه معتنابهی از ریاضیدانان و فلاسفه را به خود جذب و هر یك دانش عظیمی از فرهنگ خاص خود را توسعه  و گسترش داده است. این فلسفه ها عبارتند از: فلسفه منطق گرایی، كه راسل و وایتهد ارائه دهندگان اصلی آن هستند، فلسفه شهودگرایی كه توسط براور رهنمون می شود، و فلسفه صورتگرایی، كه توسط هیلبرت رشد و گسترش یافته است.
البته در كتب ایرانی در كنار این سه جریان به فلسفه اشراق اشاره می شود. این فلسفه بر استدلال و كشف و شهود تكیه دارد كه یكی از پرورش نیروهای عقلی حاصل می شود و دیگری از صفای باطن(!).
جالب اینجاست كه مبدع این نظر را سهروردی می دانند، كسی كه هرگز ریاضیدان نبوده است!


از لاپلاس

چهارشنبه 27 بهمن 1389 12:59 ق.ظ
طبقه بندی:یادواره، 

در لحظات مرگ لاپلاس، دوستانش بربالینش گرد آمده بودند و او را با شهرت، اكتشافات  و تالیفاتش دلداری می دادند، اما او دوستانش را سرزنش كرد و با لحن اندوهناكی گفت كه در زندگی او اینها چیز مهمی نبوده اند. دوستان پرسیدند: "پس آنچه مهم بوده است كدام است؟" دانشمند پیر  كه به خاطر یك نفس با مرگ گلاویز بود گفت :‌"عشق".


گادفری هارلد هاردی

سه شنبه 26 بهمن 1389 11:56 ب.ظ
طبقه بندی:یادواره، 


گادفری هرلد هاردی (به انگلیسی: Godfrey Harold Hardy)‏(۱۸۷۷۱۹۴۷) ریاضی‌دان انگلیسی به خاطر کارهایش در نظریهٔ اعداد و آنالیز ریاضی معروف است.

زندگی

در ۱۲۵۶ خورشیدی برابر ۱۸۷۷ میلادی در کرنلی انگلستان متولد شد و در سال ۱۳۲۶ خورشیدی برابر ۱۹۴۷ میلادی در کمبریج درگذشت.

وی از کالج ترینیتی کمبریج فارغ‌التحصیل و در ۱۲۷۹/۱۹۰۰ به عنوان عضو وابسته برگزیده شد. دیوید هیلبرت در بارهٔ او گفته‌است: «هاردی نه تنها بهترین ریاضیدانان ترینیتی ، بلکه بهترین ریاضیدان انگلستان است.»[۱] هاردی در سال‌های پایانی عمر دست به خودکشی ناموفق زد.

فعالیت ریاضی

بین سال‌های ۱۲۷۹ تا ۱۲۹۰ مقاله‌های علمی متعدد درباره همگرایی سلسله‌ها و انتگرال‌ها و موضوع‌های وابسته به آن‌ها منتشر کرد. در ۱۲۸۷/۱۹۰۸ A course of pure Mathematics (دوره‌ای از ریاضیات محض) نخستین نمایش مستدل عدد، تابع، حد و مانند آن به زبان انگلیسی را، برای دانشجویان انتشار داد و آموزش دانشگاهی را متحول کرد. هاردی از سال ۱۲۸۹ تا سی و پنج سال بعد با ج. ا. لیتل‌وود در زمینه علمی مشارکت کرد و با همکاری وی حدود یک‌صد مقاله علمی درباره موضوعاتی از قبیل دیوفانتوسی، نظریه جمع و ضرب اعداد و تابع زتای ریمان ، نابرابرها ، رشته‌ها و انتگرال‌ها به طور عموم و سلسله‌های مثلثاتی نوشت. او اثبات کرد تباع زتای ریمان بی‌نهایت صفر دارد.[۲] در۱۲۹۲ هاردی با ریاضی‌دانی هندی به نام سرینیوسه رمنوجن(سرینیواسا رامانوجان) آشنا شد و وی را به انگلستان برد. آن‌دو با هم به راه‌حل‌های جالب مسائل مربوط به دسته‌بندی اعداد رسیدند. «هاردی به‌طور عام به‌عنوان دانشمند ممتاز انگلیسی زمان خود در ریاضیات محض شناخته شده‌است.[۳]

عقاید سیاسی

هرچند هاردی ریاضی‌دانی ناب بود و کمتر در موضوعی غیر از ریاضیات علاقه نشان می‌داد و تنها شاید بازی کریکت و اظهار نظرهای حرفه‌یی او در بارهٔ این بازی را بتوان مستثنا کرد اما او در زمینهٔ عقاید سیاسی صلح‌طلبی رادیکالی بود و در زمان جنگ جهانی دوم برعلیه جنگ موضع گرفت و دانش‌مندان را مقصر می‌دانست او در اثری که در زمان جنگ جهانی دوم منتشر کرد می‌نویسد : «در مورد جنگ علمی جدید دو نظر دقیقا متضاد وجود دارد. اولین نظر و واضحترین نظر این است که اثر علم بر جنگ افزایش مصایب آن است، زیرا هم رنجها و آلام اقلیتی را که باید بجنگد بیشتر می‌کند و هم اینکه جنگ را به سایر اقشار جامعه گسترش می‌دهد. این نظر ، طبیعی‌ترین نظر و دیدگاه متعارف است.»[۴] اشتهار او به رادیکال بودن چنان بود که در هنگام تدریس در نیوکالج شایعه شده بود در آپارتمان محل زندگی‌اش عکس بزرگی از لنین را نصب کرده‌است.[۵] چالرز پرسی‌اسنو فیریک‌دانی که دوست صمیمی هاردی بود در دیباچهٔ کتاب «دفاعیهٔ یک ریاضی‌دان» می‌نویسد: «او به آسانی با افراد فقیر ، کمرو ، و کسانی که به خاطر نژادشان مورد تبعیض بودند(بدون اینکه سرپرستی آنها را به عهده بگیرد) دمخور می‌شد. (کشف رامانوجان ، بازی نمادین سرنوشت او بود.) هاردی این قبیل افراد را به شکم‌گنده‌ها ترجیح می‌داد . منظورش از شکم‌گنده‌ها، افراد معروف و مغرور ، بورژوا ، و طرفدار امپریالیسم بود. این عنوان شامل بیشتر اسقف‌ها، رؤسا و مدیران ، قاضیان ، و همهٔ سیاست‌مداران ، به استثنای لوید جورج، می‌شد.» [۶]

منبع: ویكیپدیا


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :